یکی از مهمترین عرصه های عشق ورزی و محبت در انسان، وابستگی افراد به دوستان است. این وابستگی ها به خصوص در سنین نوجوانی و جوانی در بسیاری موارد سرنوشت کلی انسان را تحت تاثیر خود قرار می دهد
برچسب: دوستی,
نویسنده: هیراد فلاح

دریغ و درد که تا این زمان ندانستم که کیمیای سعادت رفیق بود، رفیق

برچسب: دوست,
نویسنده: هیراد فلاح
ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم
ما خاک قدوم هر چه زیبا صفتیم
از زشتى کردار دگر خسته شدیم
محتاج دو پیمانه مى معرفتیم
.
.
.
سلامتی رفیق هایی که از پل نامردی رد نمیشن
ولی تو دریای مردانگی غرق میشن
.
.
.
اگرحلقه ازدواج طلاست ، حلقه رفاقت وفاست
به یادتم باوفا
.
.
.
شماره کفشتو بفرست تا بزنم رو پیشونیم تا همه ببینن ما خاک پاتیم رفیق !
.
.
.
زغال اسفندتم رفیق ، میسوزم تا چشم نخوری !
.
.
.
کجایی ؟ بدجوری تصادف کردم ! حالم اصلا خوب نیست !
خوردم به مرامت چپ کردم
.
.
.
باد باشی خاکتم
درخت باشی برگتم
چشمه باشی آبتم
هر جا باشی یادتم
.
.
.
دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن ؟؟؟
در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
عاشرت كن تا از آنان باشى و از بدان دورى كن تا از آنان نباشى.
نهج البلاغه(صبحی صالح) نامه 31 ،ص 402حدیث (19) امام على عليه السلام :
لا تَصفُو الخِلَّةُ مَعَ غَيرِ اَديبٍ ؛
دوستى با شخص بى ادب ، صميمانه نخواهد شد.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 434 ، ح9912
حدیث (20) امام صادق عليه السلام :
اَدَّبَنى اَبى بِثَلاثٍ ... ونَهانى عَن ثَلاثٍ : قالَ لى : يا بُنَىَّ مَن يَصحَب صاحِبَ السّوءِ لا يَسلَم وَ مَن لا يُقَـيِّد اَلفاظَهُ يَندَم ، وَ مَن يَدخُل مَداخِلَ السَّوءِ يُتَّهَم... وَ نَهانى اَن اُصاحِبَ حاسِدَ نِعمَةٍ وَ شامِتا بِمُصيبَةٍ ، اَو حامِلَ نَميمَةٍ ؛
پدرم مرا به سه چيز ادب آموخت و از سه
عاشرت كن تا از آنان باشى و از بدان دورى كن تا از آنان نباشى.
نهج البلاغه(صبحی صالح) نامه 31 ،ص 402حدیث (19) امام على عليه السلام :
لا تَصفُو الخِلَّةُ مَعَ غَيرِ اَديبٍ ؛
دوستى با شخص بى ادب ، صميمانه نخواهد شد.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 434 ، ح9912
حدیث (20) امام صادق عليه السلام :
اَدَّبَنى اَبى بِثَلاثٍ ... ونَهانى عَن ثَلاثٍ : قالَ لى : يا بُنَىَّ مَن يَصحَب صاحِبَ السّوءِ لا يَسلَم وَ مَن لا يُقَـيِّد اَلفاظَهُ يَندَم ، وَ مَن يَدخُل مَداخِلَ السَّوءِ يُتَّهَم... وَ نَهانى اَن اُصاحِبَ حاسِدَ نِعمَةٍ وَ شامِتا بِمُصيبَةٍ ، اَو حامِلَ نَميمَةٍ ؛
پدرم مرا به سه چيز ادب آموخت و از سه
برچسب:
نویسنده: هیراد فلاح